دست می گذارم بر رگ گردنت،بهار شکوفه می کند
انگشت می چرخانم لای موهایت،باد دیوانه میشود
چشم می دوزم به چشمهای بسته ات،بند دل ستاره پاره می شود
لبهایت که مماس می شود به لبهایم
زمان می ایستد
و مرگ
جانی دوباره می گیرد
![]()

تو میدانی
حتی اگر کنارم نشسته باشی
باز هم دلتنگ تو ام
حالا ببین نبودنت
با من چه می کند
برچسبها:

