( تصور کنید دخترا برن جبهه ی جنگ )

 

 

 

 

تفنگ ها رو بیارید

 

سایه : باشه ، یه لحظه وایسا موهامو ببندم

 

 

خشاب ها رو بیارید

 

ناناز : أه سوسک داره رو خشابا راه میره

 

 

اون دشمنه ، زودباش بکشش

 

ماهرو : نه حیفه خوشگله دلم نمیاد بکشمش ، نمیخوام

 

 

اون پسره رو تیر بارون کن

 

شبنم :نه اون شبیه ع هست نمیتونم بکشمش

 

 

زودباش اون دوتا رو بکش

 

فرزانه : وای من نمیتونم خون ببینم

 

 

زودباش هفتیرتو پرکن

 

مژده : اه دیدین چی شد ناخنم شکست

 

 

 



برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 13 بهمن 1392 | 08:28 | نویسنده : eshghe2tarafe1 | ارسال نظر(13)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید