رویای با تو بودن را نمی توان نوشت
نمی توان گفت و حتی نمی توان سرود
با تو بودن قصه ی شیرینی ست به وسعت تلخی تنهایی
و...و من همچون غربت زده ای در آغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
و تا وقتی که شبنم زلال احساست غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من
کاش قلب وسعت می گرفت ، شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
![]()

عاشق آن بوسه ی هول هولکی ام
دیرت شده ، اما از خیرش نمی گذری
" بوس پنج گانه "
![]()
برچسبها:


ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید